ماه برکت الهی
فرا رسیدن ماه رجب،
عيد اولياء الهى، بهار راز و نياز و عبادت،
موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن،
و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى ،
بر همه شیعیان و عاشقان الهی مبارک باد.
فرا رسیدن ماه رجب،
عيد اولياء الهى، بهار راز و نياز و عبادت،
موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن،
و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى ،
بر همه شیعیان و عاشقان الهی مبارک باد.
در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم
و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد،
باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت;
ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه موجب شرافت و كرامت مضاعف
اين ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:
الف: ولادت امام هادى(عليه السلام) در دوم يا پنجم رجب (بنابر روايتى);
گرچه قول ديگر هم هست.
ب: ولادت حضرت امام جواد(عليه السلام) در دهم اين ماه،
گرچه قول ديگر هم هست.
ج: ولادت مبارك امام على(عليه السلام) در خانه كعبه معظمه در سيزدهم ماه رجب،
ده سال قبل از بعثت.
د: شهادت حضرت امام كاظم(عليه السلام) در بيست و پنجم اين ماه.
هـ: بيست و هفتم اين ماه، عيد مباركى است; چرا كه آخرين پيامبر
برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال
مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.
در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد:
آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»;
كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟
از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند.
بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و
در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته
به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد:
بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و
عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها
جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من
در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد:
فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا
حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه
گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.
در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب،
نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است;
بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد،
خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.
پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:
رجب، «شهرالله الأصمّ» است;
و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد;
مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت،
بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان،
ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد،
مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند
و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه
تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود...
هرگاه شب شود،
دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و
يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را
تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.(1)
گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت
و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال،
پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان،
داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت،
مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.
حضرت صديقه طاهره, فاطمه مرضيه ـ سلام الله عليهاـ نه تنها از ناحيه شيعيان
و شيفتگانش واجب است كه هر كدام از معصومين عليهم السلام باسخنان
خويش درباره آن بزرگوار اظهار ارادت نموده و نقش به سزايي را ايفا كرده اند
و از همه مهمتر, ابراز علاقه رسول الله(ص) است به حضرت زهرا(س) كه
فاطمه(س) را فرشته اي در سيماي انسان و پاره تن خود مي دانست و
هرگاه نگاهش به او مي افتاد, شادمان و مسرور مي شد.
|
اين محبت از محبتها جداست |
حب محبوب خدا, حب خداست. |
در اين جا اوج عشق و محبت حضرت امام صادق(ع) به مادرش را در
كلامش مي خوانيم; لازم به توضيح است كه فقط به ترجمه سخنان
حضرت بسنده شده است و منابع روايت در قسمت ادامه ی مطلب
آورده شده كه در صورت نياز, خوانندگان مراجعه كنند.
همسر رسول الله(ص) از اين وضعيت رنج مي برد تا زماني كه به فاطمه باردار شد.
حضرت زهرا(س) در رحم مادر, شريك غم و غصه هاي او بود و ايشان را
به صبر و بردباري دعوت مي كرد. مونس تنهايي مادر بود و با او سخن مي گفت.
حضرت خديجه, موضوع مكالمه با جنين رابا پيامبر اكرم(ص) ابراز نمي كرد.
تا اين كه روزي حضرت رسول(ص) وارد منزل شد و سخن گفتن
حضرت فاطمه(س) با مادرش را شنيد!
پيامبر پرسيد: چه كسي با تو سخن مي گفت؟
حضرت خديجه فرمودند: جنيني كه در رحم دارم.
پيامبر(ص) فرمودند: جبرئيل به من بشارت داد كه اين جنين,
دختر است و او دختري پاك و بسيار مبارك است. خداوند نسل
مرا از او به وجود ميآورد و از نسل او پيشواياني براي اين امت به وجود آمده
و بعد از انقطاع وحي, خلفاي خداوند در زمين خواهند بود.(1)
هنگامي كه فاطمه(س) متولد شد و روي زمين قرار گرفت, نوري از
چهره اش درخشيد و وارد همه خانه هاي مكه شد و در شرق و غرب
زمين جايي نماند مگر آنكه آن نور بر او تابيد.(2)
حضرت فاطمه در پيشگاه خداوند 9 اسم (مخصوص) دارد:
فاطمه, صديقه, مباركه, طاهره, زكيه, راضيه, مرضيه, محدثه, و زهراـ سلام الله عليهاـ.(3)
فاطمه را براي آن فاطمه ناميدند كه مردم نمي توانند حقيقت او را درك كنند.(4)
فاطمه را بتول ناميدند, زيرا بي نظير است.(5)
براي آن كه هرگاه در محراب عبادت مي ايستاد, نور او بر اهل آسمان ها
مي تابيد; هم چنان كه نورستارگان بر اهل زمين مي تابد.(6)
باز فرمود:
زيرا كه خداوند او را از نور عظمتش بيافريد. او چون طلوع كرد,
آسمان و زمين به نورش پرتو افكن شد و چشمان فرشتگان
توانايي ديدن نورش را نداشتند. آنان گفتند: پروردگارا! معبودا! اين چه نوري است؟
خداوند به آنها وحي كرد: اين نور از نور من است كه در آسمان جاي دادم
و از عظمتم بيافريدم. او را از صلب پيامبري از پيامبرانم ـ كه بر تمامي
آنها برتري دارد.ـ خارج مي كنم. از اين نور رهبراني به وجود ميآيد كه امر
مرا به پاي مي دارند و مردم را به سوي حق هدايت مي كنند. من اين
پيشوايان را بعد از سپري شدن وحي, جانشينان خود بر روي زمين مي گردانم.(7)
از اين جهت يكي از نامهاي فاطمه(س), محدثه بود كه ملائكه به حضور
او مي آمدند و مانند مريم با وي سخن مي گفتند. از جمله به او مي گفتند:
اي فاطمه! همانا خداوند تو را برگزيد و تو را پاكيزه گردانيد و بر زنان ديگر جهان برتري داده است.(8)
همچنين ملائكه به سخنان او گوش مي دادند و با وي سخن مي گفتند.
فاطمه يكشب از ملائكه پرسيد: مگر مريم برترين زنان جهان نيست؟
ملائكه گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود; ولي خداوند سبحان تو را سرور
زنان زمان خود, سرور زنان عصر مريم و حتي سرور زنان از اولين تا آخرين قرار داده است. (9)
فرمودند: علي و فاطمه دو دريايي ژرفند, هيچ كدام برديگري نمي خروشند.
از آن دو, لولو و مرجان يعني حسن و حسين عليهما السلام بيرون آيد.(11)
وقتي كه آيه (و ات ذاالقربي حقه و المسكين) نازل شد,
پيغمبر اكرم(ص) به جبرئيل فرمود: مسكين را مي شناسم ولي ذوالقربي
چه كساني هستند؟ عرض كرد:
نزديكان تو مي باشند. پس رسول خدا(ص) حسن و حسين و فاطمه
عليهم السلام را نزد خويش فرا خواند و فرمود: خدا به من دستور داده كه
حق شما را بدهم. بدين جهت فدك را به شما واگذار كردم.(12)
هركس چهار ركعت نماز بخواند (هردو ركعت به يك سلام) و در هر ركعت
پس از سوره حمد پنجاه مرتبه (قل هوالله احد) را بخواند, اين نماز, نماز فاطمه(س) است.(13)
مفضل گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: اين كه پيامبر(ص) فرموده است,
فاطمه سرور زنان بهشتيان است, آيا سرور زنان روزگار خود بود؟
حضرت فرمودند: آن مريم بود كه سرور زنان روزگار خود بود;
ولي فاطمه سرور زنان اهل بهشت از اولين و آخرين است.(14)
تسبيح فاطمه زهرا(س) در هر روز بعد از هر نمازي در نزد من
محبوب تر است از هزار ركعت نماز (مستحبي) كه در هر روز
خوانده شود و ما فرزندانمان را به گفتن تسبيح فاطمه(س) امر مي كنيم;
چنان كه آنان را به نماز فرمان مي دهيم.(15)
درجاي ديگر مي فرمايد:
هركس پس از نماز واجب با صد بار تسبيح فاطمه زهرا, خداوند را
به پاكي ياد كند و به دنبال آن ((لااله الا الله)) بگويد, خداوند او را ميآمرزد.(16)
باز فرموده است:
هركس تسبيح فاطمه(س) را بعد از نماز واجب و قبل از اين كه پاهايش
را باز كند (برخيزد) به جا آورد, خدا بهشت را بر او واجب مي كند.(17)
وقتي كه خداي متعال روح پيامبرش را قبض كرد, فاطمه(س) به شدت
محزون شد و جز خدا كسي از درد دل وي خبر نداشت. بعد از آن فرشته اي
را به سوي او فرستاد تا وي را تسليت گفته و با او گفتگو كند.
حضرت فاطمه(س) اين موضوع را به اطلاع اميرالمومنين(ع) رسانيد. آن حضرت فرمود:
هرگاه چنين احساسي كردي, مرا خبر كن. بدين ترتيب علي(ع) گفتگوها
را مي نوشت و از اين طريق, مصحف فاطمه(س) به وجود آمد.(18)
باز در اين خصوص امام صادق(ع) فرموده است:
همانا مصحف فاطمه(س) نزد ماست و مردم نمي دانند كه اين مصحف
چيست و آن از نظر حجم سه برابر قرآن است و يك كلمه از اين قرآن
در آن مصحف نيست; بلكه مندرجات آن عبارت است از اموري كه
پروردگار بزرگ بر مادرمان املا و وحي فرموده است.(19)
دوستي و قبول ولايت اولياي خدا و بي زاري از دشمنان آنها و از كساني
كه به آل محمد(ص) ستم كردند و هتك حرمت آنان نمودند, فدك را از
فاطمه(س) گرفتند و از ميراثش باز داشتند, حقوق او و همسرش را غصب كردند و
به سوختن خانه اش همت گماشتند, واجب است.(20)
چه كسي فاطمه(س) را غسل داد؟
فرمودند: غسل دهنده اميرالمومنين(ع) بود.
گويي از فرموده امام ششم مطلب بر من گران آمد. ايشان فرمودند:
گويا آنچه به تو گفتم, برتو گران آمد؟
عرض كردم: فدايتان شوم, چنين است.
حضرت فرمودند: پذيرش اين مطلب برتو دشوار نيايد; زيرا كه فاطمه صديقه بود
و كسي جز صديق را نشايد كه صديقه را غسل دهد. مگر نمي داني كه
مريم را كسي جز عيسي(ع) غسل نداد.(21)
* منابع احادیث در قسمت ادامه ی مطلب آمده *